غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

158

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

طمع در تسخير مملكت بدخشان كرده شاهزاده بار ديگر بملازمت خاقان منصور شتافت و روزىچند در ظل تربيت و رعايت آنحضرت بفراغت گذرانيد و در حين مخالفت احمد مشتاق فرار نموده عنان بصوب بدخشان منعطف گردانيد چنانچه در ضمن حكايات آينده بوضوح خواهد پيوست انشاء اللّه تعالى و تقدس ذكر مخالفت ميرزا محمد عمر با خاقان منصور و آمدن ميرزا شاه غريب از كتم عدم بعرصه ظهور در آن اوان كه بواسطهء استيلاء ميرزا يادگار محمد بر بعضى از بلاد خراسان مردم كوته‌انديش از موكب همايون خاقان معدلت كيش تخلف نموده طريق فرار مىپيمودند ميرزا محمد عمر بن ميرزا سلطان خليل بن ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان بن ميرزا محمد جهانگير بن امير تيمور گوركان باتفاق يوسف ترخان و فوجى از سرداران در نوزدهم ذى حجه سنه 874 از دشت ساقسلهان از اردوى همايون روى گريز بجانب گرمسير و قندهار آورد و بعد از وصول بحدود آنولايت امير نظام الدين احمد بن توكل برلاس كه از عظماء امراء سلطان سعيد بود و در قندهار حكومت مىنمود ايلچى نزد شاهزاده فرستاده او را باطاعت و انقياد نويد داد و ميرزا محمد عمر بقندهار خراميده پاى بر مسند سرورى نهاد و در آن اوان كه خاقان منصور بدفع سلطان محمود ميرزا اشتغال داشت ميرزا محمد عمر فرصت غنيمت شمرده با سپاه بسيار از قندهار بقهستان شتافت و آثار اقتدار ظاهر كرده شرار ظلم لشگرش بر كانون درون متوطنان آنولايت تافت و در وقتى كه خاقان منصور از اندخود معاودت كرده ميرزا ابا بكر را اجازت توجه بجانب بدخشان ارزانى داشت و مظفر و منصور بچيچكتو خراميده رايت اقامت برافراشت خبر طغيان ميرزا محمد عمر بتواتر انجاميد خاقان منصور استيصال نهال‌اقبال او را پيش نهاد همت ساخته متوجه قهستان گرديد بعد از وصول به منزل آخته آخور عنايت ملك وهاب خاقان بلند جناب را پسرى شايسته افسر فرمانروائى و فرزندى زيبندهء تخت كشورگشائى عنايت فرمود و ابو الفوارس شاه غريب ميرزا از مهد عليا خديجه بيگى آغا كه بموجب شريعت غرا بحبالهء نكاح خاقان سعادت‌انتما درآمده بود تولد نمود و اين معنى موجب فرح و انبساط خاطر همايون شده چند روز بتمهيد بساط نشاط و عشرت پرداخت و چون از مراسم جشن و طوى فراغت يافت از آنجا كوچ فرموده بعد از طى منازل و مراحل بهدادن خواف را محل نصب سرادقات جاه و جلال ساخت و از آن مرحله بموضع اسپندار كه داخل ولايت قاينست شتافته خبر قرب وصول قراولان مخالف استماع فرمود و فوجى از مبارزان ميدان جلادت بر سر ايشان فرستاد تا نه كس را اسير ساخته بپايهء سرير سلطنت مصير آوردند و آنحضرت از آنجماعت تفتيش حال ميرزا محمد عمر نموده بوضوح پيوست كه شاهزاده در ظاهر قصبهء قاين فرود آمده به محاصره اشتغال دارد آنگاه خاقان شجاعت‌پناه چهار هزار سوار جرار از سپاه نصرت